آریاآریا، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره
آتناآتنا، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره
آجی عاطفهآجی عاطفه، تا این لحظه: 26 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

دوقلوهای نازنازی

ماه هفتم

توی این ماه شما زیاد حرکات جدیدی انجام ندادید فقط یه کار میتونستین انجام بدین اونم با کمک امروز شما6ماه و14روز سن دارید وقتیکه شمارو بنشانیم برای چند لحظه مینشینید ولی بعدش تالاپپپپپپپ موفتید زمین یه کار دیگه هم انجام میدید میتونید با کمک دستهاتون سینه هاتون رو از روی زمین بلند کنید وقتی که پشت پاهاتون رو میگیریم کمی سینه خیز جلو میرید ...
17 تير 1394

ماه ششم

آریاوآتنا جونم سلام میخام قسمتی ازمطالب ماه ششم شما رو بذارم توی وبتون مطالب روتوی ادامه مطلب ببینید آریا جون  شما درتاریخ1393/11/18 یعنی زمانیکه 5ماه و10روز سن داشتی اولین دندونت دندون پیش پایین سمت چپ رو درآوردی وشب قبل خیلی بیقراری میکردی   آتنا جون شما امروز5ماه و15روز سن داری امروز مامان شمارو توی روروئک گذاشت با سعی وتلاش فراوون کمی به عقب یا چپ وراست میرفتی ...
17 تير 1394

ماه پنجم

آتنا جونم امروز 1393/10/22شما 4ماه و14روز سن داری امروز برای اولین بار خودتو روی دستت انداختی همیشه برای خودت آغون میگفتی واز این کار لذت میبردی از بس شما خوش اخلاقی هممممه دوست دارند حالا وزن شماها برای4ماهگی آریا6/350                  آتنا5/800قدتون برای4ماهگی آریا62              آتنا59   آریا جونم ما شمارودرتاریخ1393/08/25ختنه کردیم وقتی که وارد ماه چهارم شدید مامان برای شما غذای کمکی شروع کرد ...
17 تير 1394

ماه چهارم

الهی که من فداتون بشم چقدر شماها ناز شدید هممممممه شمارو خیلی دوست دارن مخصوصا فامیل بابایی چون بعداز8سال شماها اومدین ولی توفامیل مامان قبل ازشما امیرعلی آروین وترلان جونی به دنیا اومدن آریاجونم الهی فدای اون مژه های بلندت  بشم من ...
17 تير 1394

خدایا شکرت....

خدا جونم خیلی خیلی خیلی ازت ممنونم که خواهر برادر به این نازی و خوشگلی دادی به من   فداتون بشم من الهی ...
2 تير 1394

ماه سوم

وقتی که وارد ماه سوم شدید دیگه شیر خشک نخوردید ولی مامان با گریه به شما شیر خشک میداد   اتنا خانوم دست وپاهاش رو توی دلش جمع میکرد و سرش رو بلند میکرد اریا اشیارو توی دستش میگرفت وهول میزد که برود ...
30 خرداد 1394

ماه دوم

وقتی که وارد ماه دوم شدید هردوتون خندیدید ولی اتنا زودتر شروع به خندیدن کرد به قول فامیل خوش اخلاق تر بودی صدای گریه اتنا از ماه دوم عوض شد  همیشه باهم آغون میگفتید   ...
30 خرداد 1394

ماجرای اسم گذاشتن

شماها 8-7 روزی اسم نداشتین هرکسی که میخواست باشما حرف بزنه به اسم دخترچی وپسرچی صداتون میکرد   بعضی اسم هایی که براتون انتخاب کردیم آخرشم گذاشتیم آریاو آتنا -اریا و اریانا                 -ساراوسینا                  -اتناوارش                       -پوریا وپریا -سحروسینا               ...
30 خرداد 1394

لحظه شیرین دیدار

خیلی منتظر بودیم که شما رو بیارند بعداز چند ساعت شمارو آوردند آقاپسره شکل خودم بودولی دخترخانومه معلوم نبود شکل کیه بعد از اینکه شمارو دیدیم بابابایی اومدیم خونه   دلم براتون تنگ شده بود ...
30 خرداد 1394