1394/04/17
امروز اجی رفتم برای شما بادکنک خریدم
اما شما ازبادکنک میترسیدین

همینطور گریه میکردین

اتنا خانوم همینطور که به بادکنک نگاه میکرد گریه میکرد ومیرفت توی بغل بابایی

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



1394/04/17
