1394/04/30
امروز برای اینکه گوشی مامان رو بدیم درستش کنه رفتیم مغازه یاسر
اونجا که رفتیم محمد جواد میخواست آتنا روبغل کنه ولی آتنا بغلش نمی رفت 

محمدجواد هم آتنا رو به زور ازمامان گرفت وبردو یه عروسک کوچولو بهش داد

آتنا خیل اونو دوست داشت ومن که میخواستم عروسک رو ازش بگیرم نمیداد



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



1394/04/30
